بعد از یکسالو یکماهو نه روزانتظار اولین دندونت 1401/10/22دراومدمتینو شاهین خونمون بودن.وقتی داشتم با دستم بهت شام میدادم متوجه تیز بودنه لثت شدم و دیدیم بلههههه بالاخره دراومد دوتا دندونه بالات درحال دراومدنه یکیش بیرون اومد اون یکی چیزی نمونده دربیاد.خیلی خوشحال شدیمدیروز ازمایش یکسالگیتو با کلی دردسر بردم ب دکتر نشون دادم و متاسفانه حساسیت ب پروتئین گاوی ای که داشتی رفع نشده تازع متوجه شدیم ک تو ازمایش زده ک ب پسته و موز هم حساسی....دوماهه غذای درست درمون نمیخوری وزنت طبق معمول بسیار کمه ومن دیگه اهمیت نمیدم فقط نهلیت تلاشمو میکنم ک بخوری .بسیار وروجک شدی دلبرشدی و من از اینهمه دلربایی مدهوشمگوشیو میگیری دم گوشت هی میگه الووووووهربچه ای میبینی یسره با ذوق میگی نی نیعاشقه بابابزرگتی وقتی بغلشی دیگه بغله هیچکدوممون نمیایعاشقتیم گرمی خونمون تواین زمستونه سختیامروز یه اتفاق بسیاااااار خوبی برامون افتاد ک ما خییییییلی خوشحال شدیم.حالا کامل ک شد میامو مینویسم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۱ ساعت 2:16 توسط s
|
بعد از حدودا یک هفته دنبال ماشین گشتن امشب پرشیا مدل ۹۲ سفید خریدیم ۳۲۰ تومن.بسیار ناراحتم .من از اول گفته بودم از پرشیا خوشم نمیاد .گفته بودم دوسش ندارمگف بعده عید عوض میکنم sd یا رانا میخرم قول میدم ولی حوصله ندارم حتی گوش کنم ب حرفش. تقریبا کل شبو تو قیافه بودمو اصلا خوشحال نبودم با عمادم چندین بار بحثم شد حتی با قهر خوابیدیم.فردا صبحم باید بریم دفترخونه واس کارای سند.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 1:14 توسط s
|